این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.
شهیار نشسته بود روی میز کامپیوتر داشت میگفت :"برقص ،برقص ،بغلم کن..."
داداشم اینقد چپ چپ نگام کرد که از ترس زدم تِرَک بعدی
"... من بی لباس گفتم..."
الان کلا دستمو سفت گذاشتم رو دهن شهیار!!!
پانویس :میدونم الان همه شهیار دوست ها هوسشون گرفته که شهیار گوش بدن :)
- برچسب : خرده پست،
یه سوال برام پیش اومده...
این خانومای محترمی که ابروهاشون معلوم نیست ،اما موی دماغشون چرا!!!
نمی ترسن اون دنیا از موی دماغشون آویزون بشن؟!!
فقط در حد یه سوال عرض می کنما !...
- برچسب : خرده پست،
الان این دو تا جوون حس ایرانی بودن دارنمیرن که دوباره آمریکایی بشندو تا آمریکایی ؛با زخمهایی از جنس ایران...
- برچسب : خرده پست،
شازده کوچولو تنها کسی بود که گل داشت...
گل تنها کسی بود که شازده کوچولو داشت...
شاید اگه تعداد بیشتر میشد ؛اوضاع اونا هم فرق میکرد!
گل تنها کسی بود که شازده کوچولو داشت...
شاید اگه تعداد بیشتر میشد ؛اوضاع اونا هم فرق میکرد!
- برچسب : خرده پست،
بعداز ظهر یه روز پاییزی ،یه بلوز آستین حلقه ای ،یه شلوارک گشاد بپوشم ؛برم بشینم رو یکی از نیمکت های وسط باغ ملی ؛دستمو بندازم دور گردنش ،دستشو بندازه دور گردنم ؛زل بزنیم به بلندی سرو نازهای باغ ؛و از نسیم و آوای طبیعت و بوق ماشینا لذت ببریم.
- برچسب : خرده پست،
تبلیغات

